WebNight

قوانین چامه
  • سرقت ادبی اکیداً ممنوع!
  • از ارسال کامنت های موهن جداً خودداری نمایید.
  • موضوعات ارسالی چامه سرایان محترم در طول هفته توسط مدیران بررسی و هر سه شنبه از هر عضو، دو اثر در بخش های مختلف چامه درج می گردد.
  • از نظرات و نقدهای احساسی و غیر تخصصی خودداری نمایید.
  • به جای درج پاسخ های کوتاهی نظیر زیبا بود، از گزینه ی "سپاس" استفاده فرمایید.
*** قوانین مجموعه ی ادبی چامه --- ورود اعضا ---


ارسال موضوع ارسال پاسخ
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
باید که در این خستگی از شب بنویسم
۱-۲۱-۱۳۹۳, ۱۲:۵۲ صبح
ارسال: #1
باید که در این خستگی از شب بنویسم
باید که در این خستگی از شب بنویسم
هر طور که شده باید از این تب بنویسم

من مُردم از این زندگیه بی سر و سامان
دل هم شده از درد لبالب،بنویسم؟

امشب چقدَر سخت شده دوری چشمت
آخر که نباید همش از لب بنویسم

من ماندم و یک راه پر از هر کس و ناکس
باید که برای خودت ای رب بنویسم

از اول خط هی بنویسم،بنویسم
این جا شده مثل خودِ مکتب،بنویسم

امشب چقدَر سخت نفس میکشم و من
...باز از ملک پاک و مقرب بنویسم

خسته ام...
آدم دوباره سیب بچین
بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط الهه گلبینی مفرد ، رها سالاری ، مجتبی حکاک ، وحیده بافرانی ، نازنین امیری ، سمیر عسگری شناطی ، افسانه کشاورز امامی
۱-۲۶-۱۳۹۳, ۱۱:۵۰ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱-۲۷-۱۳۹۳ ۰۹:۱۸ عصر، توسط رها سالاری.)
ارسال: #2
RE: باید که در این خستگی از شب بنویسم
سلام زهرا جان

شعر قشنگی بود
راستش من چن تا پیشناهاد دارم .. (قبلش مذرت میخوام)

فک میکنم توو مصراع دوم اگه بخوایم "هر طور" رو درس بخونیم از وزن خارج میشیم اگه از "هر جور" استفاده کنی این مشکل برطرف میشه
"هر جور شده باید از این تب بنویسم"

"همش" توو بیت سوم گمونم محاورس .. البته نمیدونم میتونه توو شعر به کار بره یا نه ... ولی کلا بیخیال این ماجراها خیلی مشخصه توو کار


و این بیت:
"از اول خط هی بنویسم،بنویسم
این جا شده مثل خودِ مکتب،بنویسم "

راستش از مصراع دومش هیچ برداشتی نداشتم
ینی داره میگه : اینجا شده مثه یه مکتبی که منم باید همش بنویسم تووش؟
آخه چرا؟... نمیدونم احساس میکنم یه مفهوم اجبارو با خودش داره .. که با توجه به مخاطبت زیاد خوشایند نیس

و آخرین مصراع که با توجه به مصراع قبلیش انگار باهاش خیلی خوب جور نشده
انگار دنباله ی مصراع اولش نیس.. (در ادامه ی اون "من")
و نمیفهمم جملش چه حالتی رو می رسونه ..می دونی؟(سوال؟ خبر؟ بی حوصلگی!؟)

و یه نظر خیلی شخصی
فک میکنم شاید اگه از آرایه های بیشتری استفاده می شد می تونس زیباییشو چن برابر کنه

خیلی حرف زدمCS12
ببخش منو..

و ناگهان چقدر زود دير مي شود...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط مجتبی حکاک ، نازنین امیری ، سمیر عسگری شناطی ، الهه گلبینی مفرد ، زهرا حجتی
۱-۲۷-۱۳۹۳, ۰۷:۴۷ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱-۲۷-۱۳۹۳ ۰۷:۵۰ عصر، توسط سمیر عسگری شناطی.)
ارسال: #3
RE: باید که در این خستگی از شب بنویسم
سلام سرکار خانم حجتی
این بار با علم به این که از تجربه کمتون در غزل مطلعم باید عرض کنم برای کسی که تنها یک ساله غزل کار می کنه بسیار خوب نوشته اید شخصا دوستانی رو سراغ دارم که سالهاست در تلاشند و حتی یک بیت مانند شما ندارند
مصرع زوج بیت نخست همون طور که سرکار خانم سالاری اشاره کردن مشکل وزنی داره که البته به راحتی و با حذف "که" حل خواهد شد هرچند تبدیل "هر طور" به "هرجور" به روان تر شدن مصرع کمک می کنه ولی اگر به همون شکل هم بمونه مشکلی نداره و اختیار محسوب میشه

هر طور [ که ] شده باید از این تب بنویسم

در مورد واژه "همش" هم با سرکار خانم سالاری هم نظرم این واژه هم مانند واژه ای که در کار قبلی تون بود محاوره ست و آوردنش در غزل صحیح نیست میشه به جای "همش" واژه "فقط" رو آورد البته این نظر منه و در نهایت نظر شاعر شرطه

اما در کل با توجه به دانسته های الآنم کار خوبیه و به امید خدا کارهای بهتر از این رو هم به زودی از حضرت شما خواهیم خوند

پایدار باشید
یاحق
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط رها سالاری ، الهه گلبینی مفرد ، افسانه کشاورز امامی
۱-۲۸-۱۳۹۳, ۰۹:۵۲ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱-۲۸-۱۳۹۳ ۰۹:۵۳ عصر، توسط افسانه کشاورز امامی.)
ارسال: #4
RE: باید که در این خستگی از شب بنویسم
درود خانم حجتی عزیز
تشکر ازتون بابت ارسالتون... سروده زیبایی بود و لذت بردم : " امشب چقدَر سخت شده دوری چشمت / آخر که نباید همش از لب بنویسم "
؛
راستش چون خودم هنوزززز در حال یادگیری ام نمیتونم اظهار نظری داشته باشم و بیشتر از نظرات دوستان بهره بردم...؛
؛
پرحرفی منو ببخشید؛
در پناه حق...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط الهه گلبینی مفرد ، رها سالاری ، زهرا حجتی
۱-۲۹-۱۳۹۳, ۱۲:۲۸ عصر
ارسال: #5
RE: باید که در این خستگی از شب بنویسم
درود بر شما زهراي نازنين
از نقدهاي دوستان استفاده كردم، فقط يك سوال دارم ، آيا استفاده از چقَدَر جاي چقَدْر درست است؟
سپاس و پيروز باشيد
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط افسانه کشاورز امامی ، سمیر عسگری شناطی ، رها سالاری ، مجتبی حکاک ، زهرا حجتی
۱-۲۹-۱۳۹۳, ۰۳:۴۹ عصر
ارسال: #6
RE: باید که در این خستگی از شب بنویسم
سلام الهه بانو
خیر مشکلی نداره واژه های دیگری هم هستند که ما در شعر به دو شکل استفاده می کنیم (آنقدر - آنقَدَر) ، (آینه - آیینه) و ... که هر دو شکل درسته
پایدار باشید
یا حق
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط الهه گلبینی مفرد ، رها سالاری ، مجتبی حکاک ، زهرا حجتی ، افسانه کشاورز امامی
۱-۲۹-۱۳۹۳, ۰۴:۱۷ عصر
ارسال: #7
RE: باید که در این خستگی از شب بنویسم
درود و سپاس سمير جان
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط رها سالاری ، مجتبی حکاک ، زهرا حجتی ، افسانه کشاورز امامی
۲-۵-۱۳۹۳, ۱۱:۳۳ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲-۵-۱۳۹۳ ۱۱:۵۸ عصر، توسط زهرا حجتی.)
ارسال: #8
RE: باید که در این خستگی از شب بنویسم
از همه ی دوستان بی نهایت پوزش میطلبم بابت تاخیرم در پاسخ گویی به محبت های شما...
شرمنده ام باید زودتر خدمت میرسیدم....

(۱-۲۶-۱۳۹۳ ۱۱:۵۰ عصر)رها سالاری :  سلام زهرا جان
سلام رها جانم...
واااای!!!!چقد دیر اومدم،رفتی درس بخونی کهCS12
باشه خب هر وقت برگشتی کامنتمون میخونی دیگهCS08
ایشالا که موفق باشی و با خبرای وب برگردی و خوشحالمون کنی



شعر قشنگی بود
ممنونمCS08
راستش من چن تا پیشناهاد دارم .. (قبلش مذرت میخوام)
خواهش میکنم...این چه حرفیه؟
فک میکنم توو مصراع دوم اگه بخوایم "هر طور" رو درس بخونیم از وزن خارج میشیم اگه از "هر جور" استفاده کنی این مشکل برطرف میشه
"هر جور شده باید از این تب بنویسم"
بله بله...حق کاملا باشماست،اشتباه از من بود.که رو هم بر دارم درست میشهCS08
"همش" توو بیت سوم گمونم محاورس .. البته نمیدونم میتونه توو شعر به کار بره یا نه ... ولی کلا بیخیال این ماجراها خیلی مشخصه توو کار
اوهوم...خب من نمیدونستم محاوره ست CS12
مرسی که بهم یاد دادیCS08


و این بیت:
"از اول خط هی بنویسم،بنویسم
این جا شده مثل خودِ مکتب،بنویسم "

راستش از مصراع دومش هیچ برداشتی نداشتم
ینی داره میگه : اینجا شده مثه یه مکتبی که منم باید همش بنویسم تووش؟
آخه چرا؟... نمیدونم احساس میکنم یه مفهوم اجبارو با خودش داره .. که با توجه به مخاطبت زیاد خوشایند نیس

راستش..این بیت رو فقط برای القای اون حسی که در اون لحظه داشتم آوردم،اون لحظه فقط دوست داشتم بنویسم.باید مینوشتم تا آروم شم...نمیدونم تونستم منظورمو برسونم با نه؟!
و آخرین مصراع که با توجه به مصراع قبلیش انگار باهاش خیلی خوب جور نشده
انگار دنباله ی مصراع اولش نیس.. (در ادامه ی اون "من")
و نمیفهمم جملش چه حالتی رو می رسونه ..می دونی؟(سوال؟ خبر؟ بی حوصلگی!؟)
به نظرم کامل میکنه مصرع قبل رو هاااا،نمیکنه؟!CS12
دارم خبر میدم،جمله خبریه...
شایدم حق با تو باشه،نمیدونم!


و یه نظر خیلی شخصی
فک میکنم شاید اگه از آرایه های بیشتری استفاده می شد می تونس زیباییشو چن برابر کنه

حق کاملا با شماست...خودمم قبل دارم تمام نوشته ها از نظر آرایه خییییییییییلی ضعیفن.امیدوارم به مرور بهتر بشه.

خیلی حرف زدمCS12
ببخش منو..
مرسی عزیزم بابت حضورت و وقتی که رووی سیاهه م گذاشتی.
آرزومند آرزوهایت

(۱-۲۷-۱۳۹۳ ۰۷:۴۷ عصر)سمیر عسگری شناطی :  سلام سرکار خانم حجتی
سلام جناب عسگری.
خیلی خوش اومدین...

این بار با علم به این که از تجربه کمتون در غزل مطلعم باید عرض کنم برای کسی که تنها یک ساله غزل کار می کنه بسیار خوب نوشته اید شخصا دوستانی رو سراغ دارم که سالهاست در تلاشند و حتی یک بیت مانند شما ندارند
ممنونم،شما بی نهایت به من لطف دارینCS08
مصرع زوج بیت نخست همون طور که سرکار خانم سالاری اشاره کردن مشکل وزنی داره که البته به راحتی و با حذف "که" حل خواهد شد هرچند تبدیل "هر طور" به "هرجور" به روان تر شدن مصرع کمک می کنه ولی اگر به همون شکل هم بمونه مشکلی نداره و اختیار محسوب میشه

هر طور [ که ] شده باید از این تب بنویسم
بله کاملا درست میفرماید.
در مورد واژه "همش" هم با سرکار خانم سالاری هم نظرم این واژه هم مانند واژه ای که در کار قبلی تون بود محاوره ست و آوردنش در غزل صحیح نیست میشه به جای "همش" واژه "فقط" رو آورد البته این نظر منه و در نهایت نظر شاعر شرطه
باور کنین بعضی واژه ها رو واقعا نمیدونم محاوره ست!شایدم دقتم کمه.
ممنونم بابت پیشنهاد خوبتون.بله اگر فقط اورده بشه بهتره.

اما در کل با توجه به دانسته های الآنم کار خوبیه و به امید خدا کارهای بهتر از این رو هم به زودی از حضرت شما خواهیم خوند
ممنونم ازتون که به من انرژِی میدین.
همین حضورتون پای سیاهه م خودش دلگرمیه.
بی نهایت سپاسگزارم...


پایدار باشید
یاحق

آرزومند آرزوهای شما

(۱-۲۸-۱۳۹۳ ۰۹:۵۲ عصر)افسانه کشاورز امامی :  درود خانم حجتی عزیز
تشکر ازتون بابت ارسالتون... سروده زیبایی بود و لذت بردم : " امشب چقدَر سخت شده دوری چشمت / آخر که نباید همش از لب بنویسم "
؛
راستش چون خودم هنوزززز در حال یادگیری ام نمیتونم اظهار نظری داشته باشم و بیشتر از نظرات دوستان بهره بردم...؛
؛
پرحرفی منو ببخشید؛
در پناه حق...
سلام افسانه جان.
من از شما ممنونم بابت حضور و نظر لطفتون.
خواهش میکنم،بزرگواید

آرزومند آرزوهای شما

(۱-۲۹-۱۳۹۳ ۱۲:۲۸ عصر)الهه گلبینی مفرد :  درود بر شما زهراي نازنين
از نقدهاي دوستان استفاده كردم، فقط يك سوال دارم ، آيا استفاده از چقَدَر جاي چقَدْر درست است؟
سپاس و پيروز باشيد

سلام خانوم گلبینی عزیز...
ممنونم بابت حضورتون.
من هم خیلی استفاده کردم و یاد گرفتم.
آقای عسگری زحمت پاسخ رو کشیدن...
دستشون درد نکنه.
آرزومند آرزوهای شما

خسته ام...
آدم دوباره سیب بچین
بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط الهه گلبینی مفرد ، مجتبی حکاک ، رها سالاری ، افسانه کشاورز امامی
ارسال موضوع ارسال پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 2 مهمان